پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۵

زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم

سازم ز دو دیده قدم و سوی تو آیم

ای کاش شوم زودتری خاک که باری

با باد شرم همره و پهلوی تو آیم

در کوی تو گمره شوم از بوی تو با آنک

آنجا همه زان رهبری بوی تو آیم

خورشیدی و من ذره، کنم بی سر و پا رقص

آن لحظه که در جلوه گه روی تو آیم

گفتی که سیاست کنمت، کی بود آن تا

گل بسته و آراسته در کوی تو آیم

گفتی که برو جان ببر از من، چه روم چون

هر جا که روم بسته به یک موی تو آیم

پرسی غم خسرو ز پی شرح، زبان کو

چون پیش نمکدان سخنگوی تو آیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۷به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
  2. شمارهٔ ۱۲۷۸همی دزدی ز من اندام چون سیم
  3. شمارهٔ ۱۲۷۹سفر کردند یاران جان ما هم
  4. شمارهٔ ۱۲۸۰ببستی چشم من ز افسون زبان هم
  5. شمارهٔ ۱۲۸۱بتی هر روز بر دل میر سازم
  6. شمارهٔ ۱۲۸۲خیالت بر دل خود شاه سازم
  7. شمارهٔ ۱۲۸۳ز هر موی تو دل در بند دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۸۴مرا دل ده که من سنگی ندارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.