پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۳

یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟

دل نیست به دستم، سخن جان به که گویم؟

آه از دل من دود برآرد همه شب، آه

کاین سوختگی غم هجران به که گویم؟

افسانه من ناخوش و کس محرم آن نیست

اندک نبود، صبر فراوان به که گویم؟

خونابه پیدا همه بینند خود از چشم

احوال جگر خوردن پنهان به که گویم؟

دردی ست در این سینه که همدرد شناسند

بیدرد چو باور نکند، آن به که گویم؟

خوابش نگرم جان به لب آمد که برون ده

من نیم شب آن خواب پریشان به که گویم؟

دشنام دهد دشمن و تشنیع زند دوست

چندین شنوم از که و چندان به که گویم؟

من قصه دهم شرح و ز مستی ننهد گوش

آن زودکش دیر پشیمان، به که گویم؟

بلبل بکند ناله چو خسرو به سحرگاه

چون نشنود آن سرو خرامان، به که گویم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۵زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
  2. شمارهٔ ۱۲۷۶بیا ساقی که ما در می فتادیم
  3. شمارهٔ ۱۲۷۷به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
  4. شمارهٔ ۱۲۷۸همی دزدی ز من اندام چون سیم
  5. شمارهٔ ۱۲۷۹سفر کردند یاران جان ما هم
  6. شمارهٔ ۱۲۸۰ببستی چشم من ز افسون زبان هم
  7. شمارهٔ ۱۲۸۱بتی هر روز بر دل میر سازم
  8. شمارهٔ ۱۲۸۲خیالت بر دل خود شاه سازم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.