پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۲

گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟

وز هجر بمردم، خبر جان ز که پرسم؟

از سرزنش مرده دلان جان به لب آمد

داروی دل زار پریشان ز که پرسم؟

خواب اجلم در سر و من مست خیالت

تعبیر چنین خواب پریشان ز که پرسم؟

کشت آن لب سر سبز مرا، گو ز من او را

کای خضر، ره چشمه حیوان ز که پرسم؟

ای رایت حسن تو روان کشتن عشاق

در آدمیان فتوی قربان ز که پرسم؟

یک درد تو گردد دو، گرم زانکه نپرسی

این درد که را گویم و درمان ز که پرسم؟

برد از دل من نقش بتان سحر دو چشمت

سحری که تو از دل بروی آن ز که پرسم؟

خواهم که کشم پیش دو بادام تو خود را

سلطان دو به یک مرتبه، فرمان ز که پرسم؟

دادند نشان دل خسرو سوی چشمت

مست است چو آن نرگس فتان، ز که پرسم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۴هر دم غم خود با دل افگار بگویم
  2. شمارهٔ ۱۲۷۵زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
  3. شمارهٔ ۱۲۷۶بیا ساقی که ما در می فتادیم
  4. شمارهٔ ۱۲۷۷به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
  5. شمارهٔ ۱۲۷۸همی دزدی ز من اندام چون سیم
  6. شمارهٔ ۱۲۷۹سفر کردند یاران جان ما هم
  7. شمارهٔ ۱۲۸۰ببستی چشم من ز افسون زبان هم
  8. شمارهٔ ۱۲۸۱بتی هر روز بر دل میر سازم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.