پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۸

عمری شد و ما عاشق و دیوانه بماندیم

در دام چو مرغ از هوس دانه بماندیم

هر مرغ ز باغی و گلی بهره گرفتند

مائیم که چون بوم به ویرانه بماندیم

وقتی دل و جان و خردی همره ما بود

عشق آمد و زیشان همه بیگانه بماندیم

یاران چو فرشته ز خرابات رمیدند

ما چون مگسان بر سر خمخانه بماندیم

در کوی بتان رفت همه عمر، دریغا

چون برهمن پیر به بتخانه بماندیم

ای بخت سیه روی، تو خوش خفت که شبها

ما با دل خود بر سر افسانه بماندیم

خاکستری افتاده نه دم مانده و نه دود

زیر قدم شمع چو پروانه بماندیم

ناگاه پری صورتی اندر نظر آمد

دیدیم در آن صورت و دیوانه بماندیم

خسرو، به زبانها که فتادیم ز زلفش

گویی تو که موییم که در شانه بماندیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۰ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟
  2. شمارهٔ ۱۲۷۱عاشق شدم و محرم این کار ندارم
  3. شمارهٔ ۱۲۷۲گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟
  4. شمارهٔ ۱۲۷۳یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟
  5. شمارهٔ ۱۲۷۴هر دم غم خود با دل افگار بگویم
  6. شمارهٔ ۱۲۷۵زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
  7. شمارهٔ ۱۲۷۶بیا ساقی که ما در می فتادیم
  8. شمارهٔ ۱۲۷۷به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.