پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۷

جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم

دل رخنه شد از درد و به درمان نرسیدیم

موریم که گشتیم لگدکوب سواران

در گوشه که بر پای سلیمان نرسیدیم

دنبال دل دوست دویدیم فراوان

بگرفت اجل راه و بدیشان نرسیدیم

در عشق غبار سر زلفش تن خاکی

شد خاک و بدان زلف پریشان نرسیدیم

چون مرغ که دارند نگاه از پی کشتن

در دام بماندیم و به بستان نرسیدیم

ای باد، سلامی برسانی تو اگر ما

در خدمت آن سرو خرامان نرسیدیم

چه سود که فردا رخ چون عید نمایی؟

کامروز بمردیم و به سامان نرسیدیم

از خون جگر نامه درد تو نوشتیم

بگذشت همه عمر و به جانان نرسیدیم

دل نزل به بیگانه، به خسرو بگوی بس

ما خود سگ کوییم و به مهمان نرسیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۹صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم
  2. شمارهٔ ۱۲۷۰ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟
  3. شمارهٔ ۱۲۷۱عاشق شدم و محرم این کار ندارم
  4. شمارهٔ ۱۲۷۲گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟
  5. شمارهٔ ۱۲۷۳یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟
  6. شمارهٔ ۱۲۷۴هر دم غم خود با دل افگار بگویم
  7. شمارهٔ ۱۲۷۵زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
  8. شمارهٔ ۱۲۷۶بیا ساقی که ما در می فتادیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.