پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۶

ما از هوس روی بتان باز نیاییم

تیغ است حد ما به زبان باز نیاییم

گر تیر زنی به جگر، ای یار کمان کش

تیریم که رفته ز کمان باز نیاییم

مردانه نهادیم چو پا بر سر کویت

گر سر برود، از سر آن باز نیاییم

باز آمدن از مهر جوانان نتوانیم

لیک ازچو تویی چون بتوان باز نیاییم

باز آمدن از عشق توان، ماند اگر دل

لیکن ز پی ماندن جان باز نیاییم

راندیم چنان بی تو زعالم کاجل و عمر

گر هر دو بگیرند عنان، باز نیاییم

یادش دهی، ای باد، ز ما گاهی، اگر ما

در خدمت آن سرو روان باز نیاییم

پیدا نفس امروز زند گرچه که خسرو

زینها چه شود، گر به نهان باز نیاییم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۸عمری شد و ما عاشق و دیوانه بماندیم
  2. شمارهٔ ۱۲۶۹صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم
  3. شمارهٔ ۱۲۷۰ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟
  4. شمارهٔ ۱۲۷۱عاشق شدم و محرم این کار ندارم
  5. شمارهٔ ۱۲۷۲گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟
  6. شمارهٔ ۱۲۷۳یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟
  7. شمارهٔ ۱۲۷۴هر دم غم خود با دل افگار بگویم
  8. شمارهٔ ۱۲۷۵زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.