پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۵

آن نرگس پر ناز و جفا را ز که دانیم؟

وان غمزه بی مهر و وفا را ز که دانیم؟

گر یار جفا کرد، گنه بر دل ریش است

ای خلق جفاگوی شما را ز که دانیم؟

مردم ز پی کشتن آن زلف تو جنبند

ای خرمن گل باد صبا را ز که دانیم؟

هر شب که بود ماه که بر بام برآید

آن شعمره انگشت نمارا ز که دانیم؟

گفتی که به دل راز که داری تو، درین دل

آخر خبرت نیست که ما راز که دانیم؟

دیوانگی خسرو از اندیشه شد آخر

آن سلسله زلف دو تا را ز که دانیم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۷جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم
  2. شمارهٔ ۱۲۶۸عمری شد و ما عاشق و دیوانه بماندیم
  3. شمارهٔ ۱۲۶۹صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم
  4. شمارهٔ ۱۲۷۰ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟
  5. شمارهٔ ۱۲۷۱عاشق شدم و محرم این کار ندارم
  6. شمارهٔ ۱۲۷۲گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟
  7. شمارهٔ ۱۲۷۳یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟
  8. شمارهٔ ۱۲۷۴هر دم غم خود با دل افگار بگویم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.