پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۹

صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم

نی رند تمامیم کزین رند وشانیم

این کاسه سر بهر چه داریم به عزت؟

گر در صف مستانش سبویی نکشانیم

هر چند که در کیسه نداریم پشیزی

در همت ما بین تو که جمشید وشانیم

کو ساقی نوخیز که بالای دو دیده

چندان که دو ابرو بنشاند بنشانیم

پیش آر می، ای ساقی خونریز که پیشت

از لب بخوریم و زمژه باز فشانیم

گر زنده نداریم شبی پیش تو، گر زانک

خود را به سر کوی تو یک شب بکشانیم

خون خوردنم، ای مست جوانی، چو ندانی

دانی چو ترا شربت خسرو بچشانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۱عاشق شدم و محرم این کار ندارم
  2. شمارهٔ ۱۲۷۲گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟
  3. شمارهٔ ۱۲۷۳یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟
  4. شمارهٔ ۱۲۷۴هر دم غم خود با دل افگار بگویم
  5. شمارهٔ ۱۲۷۵زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
  6. شمارهٔ ۱۲۷۶بیا ساقی که ما در می فتادیم
  7. شمارهٔ ۱۲۷۷به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
  8. شمارهٔ ۱۲۷۸همی دزدی ز من اندام چون سیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.