پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۱

چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرم

به یاد قد تو در سایه سرو سمن میرم

زیم از تو، بمیرم هم ز تو فارغ ز جان و تن

نیم چون دیگران کز جان زیم یا خود ز تن میرم

خوش آن وقتی که تو از ناز سویم بنگری و من

به زاری کشته، انگشت اوفگنده در دهن میرم

شدم رسوا درون شهر، در صحرا روم، اکنون

که رسواتر شوم، گر در میان مرد و زن میرم

بخور جمله تنم، ای زاغ، جز دیده که دید او را

که بیرون اوفتم، در عرصه زاغ و زغن میرم

مرا پیراهن صد چاک پر خونست از آن یوسف

همین آرایش گورم کنید آن دم که من میرم

سخن بر بستی از خسرو مگر چشمت فرود آمد

کرم کن یک سخن، جانا، که تا زان یک سخن میرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۳ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم
  2. شمارهٔ ۱۲۵۴ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم
  3. شمارهٔ ۱۲۵۵ز دستم شد عنان دل، چه داند کس که من چونم؟
  4. شمارهٔ ۱۲۵۶بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم
  5. شمارهٔ ۱۲۵۷نگارا، عزم آن دارم که جان در پایت افشانم
  6. شمارهٔ ۱۲۵۸چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایم
  7. شمارهٔ ۱۲۵۹سرو منی و از دل بستان خودت خوانم
  8. شمارهٔ ۱۲۶۰سودای سر زلفت کاندر دل و جان دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.