پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۵

همیشه در فراقت با دل افگار می گریم

غمت را اندکی می گویم و بسیار می گریم

شبی کاندر حریمت ره نمی یابم به صد زاری

به حسرت می نشینم در پس دیوار می گریم

اگر مردم به مستی، گاه گاهی گریه ای دارند

چه حال است این که من هم مست و هم هشیار می گریم؟

گهی در خلوت تاریک از هجر تو می نالم

گهی در فرقتت در کوچه و بازار می گریم

چه سوز است این نمی دانم به جان خسرو مسکین؟

که چون ابر بهار اندر سر کهسار می گریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۷بگویم حال خویشت، لیک از آزار می‌ترسم
  2. شمارهٔ ۱۲۴۸همه شب با دل خود نقش آن دلدار بربندم
  3. شمارهٔ ۱۲۴۹تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم
  4. شمارهٔ ۱۲۵۰نیارم تاب دیدن، دیر دیرت بهر آن بینم
  5. شمارهٔ ۱۲۵۱چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرم
  6. شمارهٔ ۱۲۵۲سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم
  7. شمارهٔ ۱۲۵۳ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم
  8. شمارهٔ ۱۲۵۴ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.