پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۵

من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم

چرا از دیگری نالم که درد از خویشتن دارم

چه جای محنت ایوب و اندوه دل یعقوب

بلا اینست و بیماری و تنهایی که من دارم

گهی از دیده در رنجم، گه از دل در جگرخواری

چه دانستم که من چندین بلا از خویشتن دارم

چو سروش در قبای سبزگون دیدم یقینم شد

که چون گل چاک خواهم زد، اگر صد پیرهن دارم

مرا فردا به دشواری برون آرند پا از گل

کزان مژگان عاشق کش بسی خون در کفن دارم

مگر هر پاره ای زین دل به دلداری دهم، ورنه

چه خواهم کرد با خوبان بدین یک دل که من دارم

چو من روی ترا بینم، چرا از گل سخن گویم؟

چو من قد ترا جویم، چه پروای چمن دارم

ز دنیا می رود خسرو، به زیر لب همی گویم

دلم بگرفته در غربت تمنای وطن دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۷به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
  2. شمارهٔ ۱۲۳۸من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
  3. شمارهٔ ۱۲۳۹نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۴۰شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۴۱به چشم تر دمی کاندر دل بریانش می‌دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۴۲من و شبها و یاد آن سرکویی که من دانم
  7. شمارهٔ ۱۲۴۳تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم
  8. شمارهٔ ۱۲۴۴چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.