پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۳

مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم

زبان با خلق در گفت است و دل جایی دگر دارم

خرامان هر طرف سروی و جان من نیاساید

که من این خار خار از سرو بالایی دگر دارم

مرا این تشنگی از بهر آبی دیگرست، ارنه

نمی‌بینی که در هر دیده دریایی دگر دارم

طبیبا، خویش را زحمت مده چون به نخواهم شد

که من اندر سر شوریده سودایی دگر دارم

ترا گر رای خونریز من مسکینست، بسم الله

چه می پرسی ز من، جانا، نه من رای دگر دارم

به بازار تو دل را من برید یک نظر کردم

کرم کن یک نظر دیگر که کالایی دگر دارم

همه مستی من در کار چشم و زلف و رویت شد

لبم خاموش و در هر یک تقاضایی دگر دارم

مران سوی کسانم چون تنم شد خاک در کویت

نماند آن سر که جز پای تو دریایی دگر دارم

نمی اندیشی از دمهای سرد من، نمی دانی

که در هر کو چو خسرو بادپیمایی دگر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۵من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم
  2. شمارهٔ ۱۲۳۶برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
  3. شمارهٔ ۱۲۳۷به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۳۸من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۳۹نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۴۰شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
  7. شمارهٔ ۱۲۴۱به چشم تر دمی کاندر دل بریانش می‌دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۴۲من و شبها و یاد آن سرکویی که من دانم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.