پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۲

من نخواهم برد جان از دست دل

ای مسلمانان، فغان از دست دل

سینه می سوزد مدام از جور چشم

دیده می گرید روان از دست دل

هر که از دستان دل غافل شود

زود گردد داستان از دست دل

جانم اندر تاب و دل در تب بماند

این ز دست چشم و آن از دست دل

گفته بودم پای در دامن کشم

وین حکایت کی توان از دست دل

قوت پایی نداری، خسروا

تا نهی سر در جهان از دست دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۴همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم
  2. شمارهٔ ۱۲۳۵من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم
  3. شمارهٔ ۱۲۳۶برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۳۷به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۳۸من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۳۹نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
  7. شمارهٔ ۱۲۴۰شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۴۱به چشم تر دمی کاندر دل بریانش می‌دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.