پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۹

من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟

که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل

ای صبا، حال دل من بر دلدار مگوی

که جهانی ز غم عشق تو لایعقل

غافل از یاد تو یک لحظه نیم تا دانی

زینهار از من دلخسته نباشی غافل

طمع دانه کند مرغ که در دام افتد

ورنه در دام غم و غصه نیفتد عاقل

خلق را میل به حوران بهشتی باشد

چه کنم، نیست مرا جز به تو خاطر مایل

به وصال تو بس امید وفا بود مرا

آه کاندیشه غلط بود و تصور باطل

به قیامت برد از عشق تو حسرت خسرو

که به تشریف وصال تو نگردد واصل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۱ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
  2. شمارهٔ ۱۲۳۲من نخواهم برد جان از دست دل
  3. شمارهٔ ۱۲۳۳مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۳۴همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۳۵من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۳۶برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
  7. شمارهٔ ۱۲۳۷به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۳۸من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.