پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۲

مرا بهرت خصومتهاست با دل

کنون با من درین سودا و با دل

اگر باد سر زلفت همین است

کجا ما و کجا جان و کجا دل

ز تو از گوشه چشمی اشارت

ز ما عقل و ز ما جان و ز ما دل

دل ار بیگانه گشت از من، نرنجم

که عاشق را نباشد آشنا دل

به خون گرم دل پیوست با دوست

بدینسان چون توان کردن جدا دل

مرا گویی که جانت از چیست در سوز؟

بلا شد جان مرا، جان را بلا دل

بماندم در بلای دل که یارب

مبادا هیچ کس را مبتلا دل

چه گویندم که دل نه، پند بشنو

که صد منزل ز من راهست با دل

به یک دلدار بس کن، خسروا، زآنک

نبندد هیچ عاشق جا به جا دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۴زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  2. شمارهٔ ۱۲۲۵مسلمانان برفت از دست من دل
  3. شمارهٔ ۱۲۲۶خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
  4. شمارهٔ ۱۲۲۷ترک من رفتم ز کویت گر ز من گشتی ملول
  5. شمارهٔ ۱۲۲۸می‌رود یار و مرا آزار می‌ماند به دل
  6. شمارهٔ ۱۲۲۹من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
  7. شمارهٔ ۱۲۳۰رسته بودم مه من چندگه از زاری دل
  8. شمارهٔ ۱۲۳۱ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.