پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۱

خهی در هر نظر چون خویش مقبول

چو من صد بیش در کوی تو مقتول

کنم اندر جمالت عقل و دانش

چو بیند مصلحت در خویش معزول

خوی حسنی که از رویت چکیده

بشسته دفتر معقول و منقول

گریزان کژکژ از بالای تو سرو

نگردد عرض بیش از قامت طول

تو، ای دانا که عاشق را دهی پند

مکن دل در غم بیهوده مشغول

بسی دیدم فلاطون و ارسطو

شده در عاشقی مجنون و بهلول

فرو خوان قصه شیرین و خسرو

که زو لیلی و مجنون هست مسجول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۳نگارا، صحبت از اغیار بگسل
  2. شمارهٔ ۱۲۲۴زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  3. شمارهٔ ۱۲۲۵مسلمانان برفت از دست من دل
  4. شمارهٔ ۱۲۲۶خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
  5. شمارهٔ ۱۲۲۷ترک من رفتم ز کویت گر ز من گشتی ملول
  6. شمارهٔ ۱۲۲۸می‌رود یار و مرا آزار می‌ماند به دل
  7. شمارهٔ ۱۲۲۹من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
  8. شمارهٔ ۱۲۳۰رسته بودم مه من چندگه از زاری دل
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.