پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۰

دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل

افتاد سخن در جان گفتار همان در دل

گفتم بکنم یادش ماند که بماند جان

شد کیسه همه خالی طرار همان در دل

یک شهر پر از خوبان ده باغ پر از گلها

صد جای نهم دیده، دلدار همان در دل

قربان شومی بهرش کافزون شودی عمرش

با جان خود این خواهم، با یار همان در دل

نی بگسلم از مویش کز شرم مسلمانی

تن را به نماز آرم، زنار همان در دل

در کعبه و بتخانه هر جا که رود خسرو

دل باد ز تو بدخو، دیدار همان در دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۲مرا بهرت خصومتهاست با دل
  2. شمارهٔ ۱۲۲۳نگارا، صحبت از اغیار بگسل
  3. شمارهٔ ۱۲۲۴زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  4. شمارهٔ ۱۲۲۵مسلمانان برفت از دست من دل
  5. شمارهٔ ۱۲۲۶خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
  6. شمارهٔ ۱۲۲۷ترک من رفتم ز کویت گر ز من گشتی ملول
  7. شمارهٔ ۱۲۲۸می‌رود یار و مرا آزار می‌ماند به دل
  8. شمارهٔ ۱۲۲۹من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.