پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۸

تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالع

عشاق بینوا را مسعود گشت طالع

ما از جهان ملولیم از خویش و غیر فارغ

گشته به نیم جرعه در کنج دیر قانع

ساقی، بیار جامی کز خود رهم زمانی

مگذار تا گذارم بی باده عمر ضایع

جز جام تو ننوشند عشاق در خرابات

جز نام تو نگویند زهاد در صوامع

چون قیل و قال هر کس با مست در نگیرد

در حق ما نباشد پند فقیه نافع

حال درون پر خون از خلق چون بپوشم

چون کرد پیش مردم اشکم بیان واقع

بگذر ز خویش خسرو، گر وصل یار جویی

زان رو که نیست جز تو در راه وصل مانع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۰گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ
  2. شمارهٔ ۱۲۱۱شاه حسنی وز متاع نیکوان داری فراغ
  3. شمارهٔ ۱۲۱۲دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف
  4. شمارهٔ ۱۲۱۳دی مست می رفتی بُتا، رو کرده از ما یک طرف
  5. شمارهٔ ۱۲۱۴ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق
  6. شمارهٔ ۱۲۱۵رسید دوش ندایی ازین بلند رواق
  7. شمارهٔ ۱۲۱۶دو چشمت آفت دل‌هاست هر یک
  8. شمارهٔ ۱۲۱۷ای باد، لطفی کن برو در کوی جانان ساکنک
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.