پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۰

باغ بشکفت و سوری و سمنش

تازه گشت ارغوان و نسترنش

صفت باغ می کند بلبل

شاخ در شاخ می رود سخنش

یوسف گل رسید و شد روشن

چشم نرگس به بوی پیرهنش

تا کجا باشد آن سمنبر من

کاب و آتش شود گل از سمنش

مهر او ذره ذره کرد مرا

گر چه یک ذره نیست مهر منش

گر به خلقم رسن کند زلفش

بگسلم هم ز زلف چون رسنش

دیده در پیش او کشد خسرو

که بیند به چشم خویشتنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۲لب نگر وان دهان خندانش
  2. شمارهٔ ۱۱۹۳سوار من از من عنان در مکش
  3. شمارهٔ ۱۱۹۴آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموش
  4. شمارهٔ ۱۱۹۵او می رود و عاشق مسکین گرانش
  5. شمارهٔ ۱۱۹۶به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش
  6. شمارهٔ ۱۱۹۷خضر در کوی او ره گم کند زان شکل موزونش
  7. شمارهٔ ۱۱۹۸دل من دست بازی می کند هر لحظه با مویش
  8. شمارهٔ ۱۱۹۹زلفت که باد از هر طرف گه گه پریشان داردش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.