فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۰۱ نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش
- شمارهٔ ۱۲۰۲ گرم روزی به دست افتد کمند زلف دلبندش
- شمارهٔ ۱۲۰۳ هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش
- شمارهٔ ۱۲۰۴ دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش
- شمارهٔ ۱۲۰۵ غم دل زان خورم کانجاست آن بالای چون سیمش
- شمارهٔ ۱۲۰۶ آمد بهار و شد چمن و لاله زار خوش
- شمارهٔ ۱۲۰۷ چون سبزه بر دمید ز گلزار یار خط
- شمارهٔ ۱۲۰۸ تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالع
- شمارهٔ ۱۲۰۹ چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع
- شمارهٔ ۱۲۱۰ گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ
- شمارهٔ ۱۲۱۱ شاه حسنی وز متاع نیکوان داری فراغ
- شمارهٔ ۱۲۱۲ دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف
- شمارهٔ ۱۲۱۳ دی مست می رفتی بُتا، رو کرده از ما یک طرف
- شمارهٔ ۱۲۱۴ ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق
- شمارهٔ ۱۲۱۵ رسید دوش ندایی ازین بلند رواق
- شمارهٔ ۱۲۱۶ دو چشمت آفت دلهاست هر یک
- شمارهٔ ۱۲۱۷ ای باد، لطفی کن برو در کوی جانان ساکنک
- شمارهٔ ۱۲۱۸ بوستان جلوه در گرفت اینک
- شمارهٔ ۱۲۱۹ ترک سفید روی و سیه چشم و لاله رنگ
- شمارهٔ ۱۲۲۰ دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل
- شمارهٔ ۱۲۲۱ خهی در هر نظر چون خویش مقبول
- شمارهٔ ۱۲۲۲ مرا بهرت خصومتهاست با دل
- شمارهٔ ۱۲۲۳ نگارا، صحبت از اغیار بگسل
- شمارهٔ ۱۲۲۴ زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
- شمارهٔ ۱۲۲۵ مسلمانان برفت از دست من دل
- شمارهٔ ۱۲۲۶ خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
- شمارهٔ ۱۲۲۷ ترک من رفتم ز کویت گر ز من گشتی ملول
- شمارهٔ ۱۲۲۸ میرود یار و مرا آزار میماند به دل
- شمارهٔ ۱۲۲۹ من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
- شمارهٔ ۱۲۳۰ رسته بودم مه من چندگه از زاری دل
- شمارهٔ ۱۲۳۱ ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
- شمارهٔ ۱۲۳۲ من نخواهم برد جان از دست دل
- شمارهٔ ۱۲۳۳ مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
- شمارهٔ ۱۲۳۴ همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم
- شمارهٔ ۱۲۳۵ من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم
- شمارهٔ ۱۲۳۶ برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
- شمارهٔ ۱۲۳۷ به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
- شمارهٔ ۱۲۳۸ من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
- شمارهٔ ۱۲۳۹ نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
- شمارهٔ ۱۲۴۰ شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
- شمارهٔ ۱۲۴۱ به چشم تر دمی کاندر دل بریانش میدارم
- شمارهٔ ۱۲۴۲ من و شبها و یاد آن سرکویی که من دانم
- شمارهٔ ۱۲۴۳ تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم
- شمارهٔ ۱۲۴۴ چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم
- شمارهٔ ۱۲۴۵ همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
- شمارهٔ ۱۲۴۶ خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویم
- شمارهٔ ۱۲۴۷ بگویم حال خویشت، لیک از آزار میترسم
- شمارهٔ ۱۲۴۸ همه شب با دل خود نقش آن دلدار بربندم
- شمارهٔ ۱۲۴۹ تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم
- شمارهٔ ۱۲۵۰ نیارم تاب دیدن، دیر دیرت بهر آن بینم
- شمارهٔ ۱۲۵۱ چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرم
- شمارهٔ ۱۲۵۲ سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم
- شمارهٔ ۱۲۵۳ ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم
- شمارهٔ ۱۲۵۴ ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم
- شمارهٔ ۱۲۵۵ ز دستم شد عنان دل، چه داند کس که من چونم؟
- شمارهٔ ۱۲۵۶ بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم
- شمارهٔ ۱۲۵۷ نگارا، عزم آن دارم که جان در پایت افشانم
- شمارهٔ ۱۲۵۸ چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایم
- شمارهٔ ۱۲۵۹ سرو منی و از دل بستان خودت خوانم
- شمارهٔ ۱۲۶۰ سودای سر زلفت کاندر دل و جان دارم
متن اشعار به نقل از گنجور.