پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

غزلیات

۱,۳۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ منم که حاصل من غیر نامرادی نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۲ عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۳ هرچند که یوسف بجمال از همه بیش است
  4. شمارهٔ ۱۸۴ روی کسی چو صورت آینه سوی تست
  5. شمارهٔ ۱۸۵ خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست
  6. شمارهٔ ۱۸۶ هر کرا حسنی بود آیینه دار روی اوست
  7. شمارهٔ ۱۸۷ جور آن بت همه بر جان پریشان من است
  8. شمارهٔ ۱۸۸ مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست
  9. شمارهٔ ۱۸۹ گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
  10. شمارهٔ ۱۹۰ همه دم ز درد عشقت دل زار من حزین است
  11. شمارهٔ ۱۹۱ ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است
  12. شمارهٔ ۱۹۲ مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
  13. شمارهٔ ۱۹۳ ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
  14. شمارهٔ ۱۹۴ محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
  15. شمارهٔ ۱۹۵ کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست
  16. شمارهٔ ۱۹۶ جز داغ دلم چراغ شب نیست
  17. شمارهٔ ۱۹۷ در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است
  18. شمارهٔ ۱۹۸ دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
  19. شمارهٔ ۱۹۹ دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
  20. شمارهٔ ۲۰۰ هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
  21. شمارهٔ ۲۰۱ کسی کش بوی آن گل در دماغ است
  22. شمارهٔ ۲۰۲ عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
  23. شمارهٔ ۲۰۳ به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
  24. شمارهٔ ۲۰۴ عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
  25. شمارهٔ ۲۰۵ چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
  26. شمارهٔ ۲۰۶ کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
  27. شمارهٔ ۲۰۷ از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
  28. شمارهٔ ۲۰۸ یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟
  29. شمارهٔ ۲۰۹ گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
  30. شمارهٔ ۲۱۰ من که چون شمع ز داغ تو صدم روشنی است
  31. شمارهٔ ۲۱۱ نوروز من از طلعت چون ماه تو عید است
  32. شمارهٔ ۲۱۲ ز گریه دل پر و لب همچو غنچه خندان است
  33. شمارهٔ ۲۱۳ گر کوه تحمل کسی از بار ستم نیست
  34. شمارهٔ ۲۱۴ سکون خاطر من بی تو سرو قامت نیست
  35. شمارهٔ ۲۱۵ گر تیغ تو خواهد سر و جان هم چه نزاع است
  36. شمارهٔ ۲۱۶ اسیر عشق ترا میل گشت باغ کجاست
  37. شمارهٔ ۲۱۷ تاخار عشق در جگر من شکسته است
  38. شمارهٔ ۲۱۸ بمردمی چو سگ یار کس بعالم نیست
  39. شمارهٔ ۲۱۹ گریه‌ام دید و چو گل از خنده آن مهوش شکفت
  40. شمارهٔ ۲۲۰ خوش درآ در خانه دل زانکه جان از خانه رفت
  41. شمارهٔ ۲۲۱ دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است
  42. شمارهٔ ۲۲۲ دیوانه یارم من و با کس نظرم نیست
  43. شمارهٔ ۲۲۳ سرومن، صد خارم از دست تو در پا رفته است
  44. شمارهٔ ۲۲۴ هرکه عاشق شد چو شمع آزاده از دل‌مردگی است
  45. شمارهٔ ۲۲۵ گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
  46. شمارهٔ ۲۲۶ بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت
  47. شمارهٔ ۲۲۷ جانم در آتش از ستم ماهپاره ایست
  48. شمارهٔ ۲۲۸ چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی در غم است
  49. شمارهٔ ۲۲۹ گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است
  50. شمارهٔ ۲۳۰ رقیب مانع دیدار یار من شده است
  51. شمارهٔ ۲۳۱ حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است
  52. شمارهٔ ۲۳۲ با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست
  53. شمارهٔ ۲۳۳ نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است
  54. شمارهٔ ۲۳۴ جهان جوان ز بهار و خزان پیری ماست
  55. شمارهٔ ۲۳۵ بکوی عشق که طوفان نوح از آن وادی است
  56. شمارهٔ ۲۳۶ از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است
  57. شمارهٔ ۲۳۷ شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت
  58. شمارهٔ ۲۳۸ وادی مجنون و شان، عالم آزادی است
  59. شمارهٔ ۲۳۹ بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست
  60. شمارهٔ ۲۴۰ تا گوشه چشمی بمن آن سیم تن انداخت

متن اشعار به نقل از گنجور.