پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

تاخار عشق در جگر من شکسته است

هر گل که هست در نظر من شکسته است

شوخی که بسته بود در از ناز بر همه

مست آمدست دوش و در من شکسته است

هرجا که شیشه دل پر خون عاشقی است

آن سنگدل برهگذر من شکسته است

غوغای عشق بر در و بامش ز دیگران

سنگ غم از میانه سر من شکسته است

من چون خمیده پشت نگردم که در فراق

بار چو کوه او کمر من شکسته است

دی خنده کرد آن بت و گفتا شکر فروش

اینست کز لبش شکر من شکسته است

اهلی بشاخ وصل چو بلبل کجا رسم

کز سنگ جور بال و پر من شکسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹گریه‌ام دید و چو گل از خنده آن مهوش شکفت
  2. شمارهٔ ۲۲۰خوش درآ در خانه دل زانکه جان از خانه رفت
  3. شمارهٔ ۲۲۱دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است
  4. شمارهٔ ۲۲۲دیوانه یارم من و با کس نظرم نیست
  5. شمارهٔ ۲۲۳سرومن، صد خارم از دست تو در پا رفته است
  6. شمارهٔ ۲۲۴هرکه عاشق شد چو شمع آزاده از دل‌مردگی است
  7. شمارهٔ ۲۲۵گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
  8. شمارهٔ ۲۲۶بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.