پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

اسیر عشق ترا میل گشت باغ کجاست

وگر به باغ رود هم، دمی فراغ کجاست

چراغ خانه من ای پری رخ خوبت

وگرنه خانه دیوانه را چراغ کجاست

نگویمت که دگر سینه‌ام به داغ مسوز

من از خیال تو خاک رهم دماغ کجاست

چو غنچه بشکفدم دل ز می که بی لب او

به غیر خون دلم باده در ایاغ کجاست

رقیب کیست؟ که آن گل به گلستان وصال

چو ره نداد به بلبل کجال زاغ کجاست

به قد او نرسد سرو بوستان اهلی

کجاست سایه طوبی و سرو باغ کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸بمردمی چو سگ یار کس بعالم نیست
  2. شمارهٔ ۲۱۹گریه‌ام دید و چو گل از خنده آن مهوش شکفت
  3. شمارهٔ ۲۲۰خوش درآ در خانه دل زانکه جان از خانه رفت
  4. شمارهٔ ۲۲۱دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است
  5. شمارهٔ ۲۲۲دیوانه یارم من و با کس نظرم نیست
  6. شمارهٔ ۲۲۳سرومن، صد خارم از دست تو در پا رفته است
  7. شمارهٔ ۲۲۴هرکه عاشق شد چو شمع آزاده از دل‌مردگی است
  8. شمارهٔ ۲۲۵گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.