پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

دیوانه یارم من و با کس نظرم نیست

مشغول خودم وز همه عالم خبرم نیست

من مست دل آشفته ام ای همدم مشفق

خارم مکش از پای پروای سرم نیست

زخمی بود از عشق بهرمو که مرا هست

با آنهمه از عشق نکویان حذرم نیست

ای قبله حاجت زدرت رو بکه آرم؟

زنهار مرانم که ازین در گذرم نیست

تا خون جگر بود فرو ریختم از چشم

رحمی بکن امروز که نم در جگرم نیست

زاهد دهدم توبه که کار تو صلاح است

پنداشت مگر خواجه که کاری دگرم نیست

اهلی ز جهان قسمت هر کس زر و سیم است

این قسمت من بس که غم سیم و زرم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴هرکه عاشق شد چو شمع آزاده از دل‌مردگی است
  2. شمارهٔ ۲۲۵گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
  3. شمارهٔ ۲۲۶بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت
  4. شمارهٔ ۲۲۷جانم در آتش از ستم ماهپاره ایست
  5. شمارهٔ ۲۲۸چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی در غم است
  6. شمارهٔ ۲۲۹گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است
  7. شمارهٔ ۲۳۰رقیب مانع دیدار یار من شده است
  8. شمارهٔ ۲۳۱حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.