پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است

هنوز تا نفسی هست این هوس باقی است

بهار عمر خزان گشت و گل برفت از باغ

هنوز مرغ مرا ناله در قفس باقی است

بسوخت با تو شکر لب رقیب روسیهم

شکر نماند مرا زحمت مگس باقی است

برفت صید مرادم ز پیش چشم و هنوز

هزار تیر ملامت ز پیش و پس باقی است

اگرچه دین و دل از دست رفت غم نبود

به پای‌بوس تو ما را چو دسترس باقی است

اگرچه سوخت چو شمع و نفس نزد اهلی

هنوز طعنه یاران هم‌نفس باقی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است
  2. شمارهٔ ۲۳۲با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست
  3. شمارهٔ ۲۳۳نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است
  4. شمارهٔ ۲۳۴جهان جوان ز بهار و خزان پیری ماست
  5. شمارهٔ ۲۳۵بکوی عشق که طوفان نوح از آن وادی است
  6. شمارهٔ ۲۳۶از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است
  7. شمارهٔ ۲۳۷شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت
  8. شمارهٔ ۲۳۸وادی مجنون و شان، عالم آزادی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.