پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

تا گوشه چشمی بمن آن سیم تن انداخت

خوبان جهان را همه از چشم من انداخت

آن نرگس مستانه چو بر گل نظر افکند

خون در جگر لاله خونین کفن انداخت

آزاده برآمد ز غم باد خزان سرو

زان سایه که او بر سر سرو چمن انداخت

گر تا ابد از کوه دمد لاله عجب نیست

زان خون که فلک در جگر کوهکن انداخت

آن دل شکن از عشوه شکست دل ما خواست

بر زلف دلاویز از آنرو شکن انداخت

از خون دل آن سیل که چشم از غم او ریخت

طوفان بلا بود که در انجمن انداخت

طوطی که شکر خنده او دید چو اهلی

سرمست چنان شد که شکر از دهن انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب است
  2. شمارهٔ ۲۴۳خونم به جور تیغ تو در گردن خودست
  3. شمارهٔ ۲۴۴آن بت که قبله دل عشاق روی اوست
  4. شمارهٔ ۲۴۵نه از طرب هوس گشت با غم افتادست
  5. شمارهٔ ۲۴۶کی آب خضر همدم طبع سلیم ماست
  6. شمارهٔ ۲۴۷گر چو گل در کف ما جام می صبحگهی است
  7. شمارهٔ ۲۴۸ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است
  8. شمارهٔ ۲۴۹آن شمع که پروانه صفت بال و پرم سوخت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.