پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست

در همه معرکه‌ای قصه بد نامی ماست

جام می زهر شود در دل ما بی لب تو

زهر خوردن به از این جام می آشامی ماست

ما که افروخته ایم آتش دل شمع صفت

هرچه آید بسر ما همه از خامی ماست

چون سرانجام بدو نیک بجز مردن نیست

کشته در عشق شدن نیز سرانجامی ماست

عاقبت جان تو اهلی ز کف ساقی عشق

گر بکامی رسد از دولت ناکامی ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱قد طوبی و لب کوثر و خود حور بهشت است
  2. شمارهٔ ۲۴۲چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب است
  3. شمارهٔ ۲۴۳خونم به جور تیغ تو در گردن خودست
  4. شمارهٔ ۲۴۴آن بت که قبله دل عشاق روی اوست
  5. شمارهٔ ۲۴۵نه از طرب هوس گشت با غم افتادست
  6. شمارهٔ ۲۴۶کی آب خضر همدم طبع سلیم ماست
  7. شمارهٔ ۲۴۷گر چو گل در کف ما جام می صبحگهی است
  8. شمارهٔ ۲۴۸ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.