پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب است

هلاک ما عجبی نیست زندگی عجب است

من از ادب نشمارم سگ درت خود را

که آدمش نشمارند هرکه بی ادب است

اگرچه خاک شدم رخ متاب ای خورشید

که ذره ذره غبارم هنوز در طلب است

به مجلسی که بود هزار دل پرخون

چه جای ساغر عیش و پیاله طرب است

ز استخوان چه عجب در رطب کزوما را

بجای مغز ز پیکان در استخوان رطب است

فکند از آن سخنت شور در عجم اهلی

که چاشنی حدیث تو از شه عرب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴آن بت که قبله دل عشاق روی اوست
  2. شمارهٔ ۲۴۵نه از طرب هوس گشت با غم افتادست
  3. شمارهٔ ۲۴۶کی آب خضر همدم طبع سلیم ماست
  4. شمارهٔ ۲۴۷گر چو گل در کف ما جام می صبحگهی است
  5. شمارهٔ ۲۴۸ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است
  6. شمارهٔ ۲۴۹آن شمع که پروانه صفت بال و پرم سوخت
  7. شمارهٔ ۲۵۰هرچند غمی همچو غم بی درمی نیست
  8. شمارهٔ ۲۵۱درخت وادی ایمن بنور عشق کسی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.