پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

هرچند غمی همچو غم بی درمی نیست

آنرا که بود گنج غمت هیچ غمی نیست

مردم ز خمار غم و جامم ندهد یار

در نرگس او شیوه صاحب کرمی نست

با حکم ازل مانع عاشق نتوان شد

ای خواجه برو حاجت ای بوالحکمی نیست

آن کز ستم خط تو دیدیم مگر باد

در گوش تو گوید که حکایت قلمی نیست

صورتگر چین صورت زیبا چه نماید

دل بردن عشاق بزیبا صنمی نیست

گر جام جم آیینه صفت عیب نما گشت

هر آیینه یی را صفت جام جمی نیست

بازی نخوری اهلی از ایام که هرگز

در دور فلک شیوه صاحب قدمی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲جان دادن از وفا هنر کوهکن بس است
  2. شمارهٔ ۲۵۳چشم تو دگر در پی صید دل و جان است
  3. شمارهٔ ۲۵۴پیری خزان تازه بهار جوانی است
  4. شمارهٔ ۲۵۵حیاتی با رخ خوی کرده اوست
  5. شمارهٔ ۲۵۶تشریف کرامت اگر از لطف الهی است
  6. شمارهٔ ۲۵۷مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت
  7. شمارهٔ ۲۵۸ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت
  8. شمارهٔ ۲۵۹تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.