پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است

بوی بهشت در همه عالم دمیده است

صبح است و جامه چاک زدی درمی صبوح

صبحی چنین ز جیب فلک کم دمیده است

حور و فرشته را اگر از جان سرشته اند

بوی محبت از گل آدم دمیده است

در حیرتم ز مهر خطت از دل رقیب

کز سنگ خاره سبزه خرم دمیده است

اهلی درین چمن مشو از خار غم ملول

زان رو که خار و گل همه با هم دمیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است
  2. شمارهٔ ۲۶۲تو پیش چشم منی چشم من پر آب از چیست
  3. شمارهٔ ۲۶۳چو منع غیر مجالم در آشنایی نیست
  4. شمارهٔ ۲۶۴رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
  5. شمارهٔ ۲۶۵چنین حسن و ملاحت با ملک نیست
  6. شمارهٔ ۲۶۶شبی که بی تو برین پیر خسته حال گذشت
  7. شمارهٔ ۲۶۷روی تو مصحفی است که در آن خوبی است
  8. شمارهٔ ۲۶۸بس شکل خوب چرخ کشید و خراب ساخت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.