پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

شبی که بی تو برین پیر خسته حال گذشت

شبی گذشت که گویی هزار سال گذشت

مگر بیایی و عمری نوم دهی از وصل

که عمر من همه دور از تو در ملال گذشت

خبر نداشتم از بیخودی که چون رفتی

تو خود بگوی که بر جان من چه حال گذشت

نصیحتم مکن ای همنفس که تشنه لبم

نمی توانم از آن چشمه زلال گذشت

ز بخت خفته چه در خواب غفلتی اهلی

که روز هجر رسید و شب وصال گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸بس شکل خوب چرخ کشید و خراب ساخت
  2. شمارهٔ ۲۶۹بود از ازلم درد تو وین درد همان است
  3. شمارهٔ ۲۷۰عید قربان شد و سر در ره جولان تو رفت
  4. شمارهٔ ۲۷۱سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات
  5. شمارهٔ ۲۷۲خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت
  6. شمارهٔ ۲۷۳تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است
  7. شمارهٔ ۲۷۴این چه سروست که از گلشن جان خاسته است
  8. شمارهٔ ۲۷۵گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.