پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت

که خار گلشن بختم گل و سمن می گشت

خوش آنکه بر من لب تشنه خون ترش میشد

مرا از آن ترشی آب در دهن می گشت

خوش آنکه از سخنم لب چو غنچه گر بستی

دگر شکفته تر از گل بیک سخن می گشت

خوش آنکه گر گرهی می فتاد در کارم

گره گشای من آن زلف پرشکن می گشت

خوش آنکه در ظلمات غم آن لب شیرین

ز خنده چشمه حیوان به چشم من می گشت

خوش از آنکه از رخ آن بت هزار عاشق مست

بیک نظاره که می کرد برهمن می گشت

خوش آنکه گاه تبسم هزار چون اهلی

فدای آن لب شیرین و آن دهن می گشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴این چه سروست که از گلشن جان خاسته است
  2. شمارهٔ ۲۷۵گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
  3. شمارهٔ ۲۷۶بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
  4. شمارهٔ ۲۷۷همچو چنگ افغان من بی‌زخم بیدادی نخاست
  5. شمارهٔ ۲۷۸بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست
  6. شمارهٔ ۲۷۹امروز غیر غم زتو هیچم نصیب نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۰در بهار نوجوانی باغ ما از گل تهی است
  8. شمارهٔ ۲۸۱عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.