پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است

مرا هوای تو ایشمع انجمن باقی است

چراغ وصل گر از مهر می کنی روشن

بیا بیا که هنوز آتشی ز من باقی است

بنای میکده طوفان عشق کند ولی

هنوز آتش سودای برهمن باقی است

کنون به گشت چمن باغبان درم بگشای

که گل برفت و خس و خار در چمن باقی است

ز جور زلف تو اهلی سخن دراز نکرد

وگر مجال حکایت بود سخن باقی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
  2. شمارهٔ ۲۷۶بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
  3. شمارهٔ ۲۷۷همچو چنگ افغان من بی‌زخم بیدادی نخاست
  4. شمارهٔ ۲۷۸بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست
  5. شمارهٔ ۲۷۹امروز غیر غم زتو هیچم نصیب نیست
  6. شمارهٔ ۲۸۰در بهار نوجوانی باغ ما از گل تهی است
  7. شمارهٔ ۲۸۱عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوست
  8. شمارهٔ ۲۸۲دلا، خار ستم از پا برون خواهد شدن وقت است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.