پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است

که هرکه هست چو من در رخ تو حیران است

چو رفت دامن وصلت ز دست من بیرون

همیشه دستم ازین غصه در گریبان است

محبت تو من از بیم خصم می پوشم

وگرنه اینکه تو بینی هزار چندان است

تو خود دلیل شو ای چشمه حیات مرا

که خضر گمشده ره هم ازین بیابان است

مدار درد سر خلق بیش ازین اهلی

دلی که خون شود از عشق بر که تاوان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷همچو چنگ افغان من بی‌زخم بیدادی نخاست
  2. شمارهٔ ۲۷۸بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست
  3. شمارهٔ ۲۷۹امروز غیر غم زتو هیچم نصیب نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۰در بهار نوجوانی باغ ما از گل تهی است
  5. شمارهٔ ۲۸۱عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوست
  6. شمارهٔ ۲۸۲دلا، خار ستم از پا برون خواهد شدن وقت است
  7. شمارهٔ ۲۸۳دل مرده از آنم که مسیحا نفسی نیست
  8. شمارهٔ ۲۸۴با من از مشکین غزالان گرنه بوی آشناست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.