پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

با من از مشکین غزالان گرنه بوی آشناست

آهویان را با من مجنون صفت انس از کجاست

نیست جای هر کسی در حلقه زنجیر عشق

هر کجا آزاده یی می بینم اینجا مبتلاست

من طبیب عاشقانم نیک میدانم علاج

بهترین درمان درد عاشقان ترک دواست

دست این شکر لبان در گردن ما کی رسد

گردن ما همچو قمری لایق طوق بلاست

روشن است از نور خورشید رخش هر ذره یی

بی نصیب این ذره یاب از سیه بختی چراست

مهربان با دشمنان با دوستان نامهربان

مهربانی حق آن نامهربان بی وفاست

بنده حسنم دگر دربند چیزی نیستم

همچو اهلی عاشق آزاده در عالم کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶چشم همه را بر گل روی تو نگاه است
  2. شمارهٔ ۲۸۷گل نو آمد و ما را غم دیرینه گرفت
  3. شمارهٔ ۲۸۸صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است
  4. شمارهٔ ۲۸۹کار از دهان او همه دم بر مراد نیست
  5. شمارهٔ ۲۹۰گاه گاهم خانه از برق وصالش روشن است
  6. شمارهٔ ۲۹۱ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست
  7. شمارهٔ ۲۹۲سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور است
  8. شمارهٔ ۲۹۳خوش نیست بی تو ساقی گر بزم خلد باقی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.