پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است

داروی درد من از درد جگر سوزتر است

چون ننالم که رقیبش بجفا می کشدم

وین که او آگه ازین نیست جفای دگرست

منم آن دلشده پروانه که جا بر سر شمع

بی خبر سوخته ام تا دگران را خبرست

هر کجا غمزده شوخی است بلای دل ماست

تیر باران بلا در ره اهل نظرست

ناصحا من نکنم ترک بتان قصه مخوان

گفتگویی که بجایی نرسد درد سر است

اهلی از بهر خدا پرده زنار بکش

که تفاوت زتو تا بر همنان اینقدرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰گاه گاهم خانه از برق وصالش روشن است
  2. شمارهٔ ۲۹۱ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست
  3. شمارهٔ ۲۹۲سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور است
  4. شمارهٔ ۲۹۳خوش نیست بی تو ساقی گر بزم خلد باقی است
  5. شمارهٔ ۲۹۴نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست
  6. شمارهٔ ۲۹۵هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
  7. شمارهٔ ۲۹۶هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست
  8. شمارهٔ ۲۹۷غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.