پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور است

اگر سوزد چنین پروانه هم نور علی نور است

بیمن دامن پاک تو صافی دل بود عاشق

که در آیینه ناظر صفا از عکس منظور است

نباید ذوق گفتارت بت چین باتو زان لافد

چه فهمد نقش دیواری مکن عیبش که معذور است

من از آب حیات آن دهان مستم توهم دانی

که این مستی که من دارم نه کار آب انگور است

میان ما و زاهد داغ می چون غنچه در گل شد

من از بی پردگی رسوا و او در پرده مستورست

حدیث سینه چاک تو اهلی شهرتی دارد

چه پوشی پرده عیبی را که در آفاق مشهورست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست
  2. شمارهٔ ۲۹۵هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
  3. شمارهٔ ۲۹۶هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست
  4. شمارهٔ ۲۹۷غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیست
  5. شمارهٔ ۲۹۸صدهزاران چشم اگر بر روی یوسف ناظر است
  6. شمارهٔ ۲۹۹پیش سرمستان عشقت گلشن و گلخن یکیست
  7. شمارهٔ ۳۰۰جان من مسکین که گرفتار غم اوست
  8. شمارهٔ ۳۰۱گر صد هزار سال وصالت میسر است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.