پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیست

ای گل رعنا ترا بر گریه ما خنده چیست

باغبان گل زد در گلزار را در عهد او

گر گل از رویت خجل شد باغبان شرمنده چیست

کشتن تخم محبت بنده را کار دل است

ابر رحمت گر نمیبارد گناه بنده چیست

تا منم در خون خود غرقم ز بخت بد مدام

من چه میدانم که بخت و طالع فرخنده چیست

یار چون خواهد هلاکم مردنم از بهر کیست

چون دل معشوق کشتن خواست عاشق زنده چیست

فرق بسیاری زقدر پادشه تا بنده است

پیش خورشید جمال او مه تابنده چیست

گلرخان سرمست عیش و همدمان را حال خوش

کس نمی پرسد که حال اهلی درمانده چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹پیش سرمستان عشقت گلشن و گلخن یکیست
  2. شمارهٔ ۳۰۰جان من مسکین که گرفتار غم اوست
  3. شمارهٔ ۳۰۱گر صد هزار سال وصالت میسر است
  4. شمارهٔ ۳۰۲لعل او کز برگ گل رنگین تر و نازکترست
  5. شمارهٔ ۳۰۳سر رشته غم دل چون شمع جانگدازست
  6. شمارهٔ ۳۰۴دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است
  7. شمارهٔ ۳۰۵سرمه ره دردیده زان دارد که خاک پای اوست
  8. شمارهٔ ۳۰۶بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.