پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

جان من مسکین که گرفتار غم اوست

موقوف بیک گوشه چشم کرم اوست

ما مست جفاییم و نخواهیم زساقی

هر جرعه که بی چاشنی زهر غم اوست

عمری است که در مدرسه از فکر دهانش

بحث همه اثبات وجود و عدم اوست

جز دردل ما صورت او نقش نبندد

کاین آینه غیب نما جام جم اوست

صدجان بفدای قلم صورت آنکس

کاین صورت زیبا همه نقش قلم اوست

با باد نشاید خبرش گفت ولیکن

جز باد کرا ره بحریم حرم اوست

شادند حریفان همه از عیش دمادم

خود شادی اهلی بغم دمبدم اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲لعل او کز برگ گل رنگین تر و نازکترست
  2. شمارهٔ ۳۰۳سر رشته غم دل چون شمع جانگدازست
  3. شمارهٔ ۳۰۴دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است
  4. شمارهٔ ۳۰۵سرمه ره دردیده زان دارد که خاک پای اوست
  5. شمارهٔ ۳۰۶بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
  6. شمارهٔ ۳۰۷ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست
  7. شمارهٔ ۳۰۸در زیر زلف روی تو چون گل شکفته است
  8. شمارهٔ ۳۰۹زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.