پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است

خوش میرود اما ره مقصود نه این است

تا بود دل خسته غمی بود ز عشقت

هر چند که دیدیم همین بود و همین است

جان دادن و کام از لب معشوق گرفتن

این رسم حریفی است محبت نه چنین است

امروز که عشق تو بعالم زده آتش

آسوده حریفی است که در زیر زمین است

هرچند که شد فتنه چشم تو جهانسوز

تا خط تو بر خاسته او گوشه نشین است

خوشوقتی خلق از دل شادست ولیکن

خوشوقت دلی کز غم عشق تو حزین است

اهلی مکن از زخم جفا ناله که در عشق

گه مرهم لطفست و گهی نشتر کین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱عندلیب از حسن گل افروختن داند که چیست
  2. شمارهٔ ۳۱۲خوشا کسی که به کوی تو بخت همدم اوست
  3. شمارهٔ ۳۱۳با یکدم وصلت غم عالم نتوان گفت
  4. شمارهٔ ۳۱۴عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است
  5. شمارهٔ ۳۱۵کسی که حق حریفان مهربان نشناخت
  6. شمارهٔ ۳۱۶گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
  7. شمارهٔ ۳۱۷هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۸هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.