پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

خوشا کسی که به کوی تو بخت همدم اوست

سفال درد سگان تو ساغر جم اوست

دلم که در خم چوگان زلف تست چو گوی

شکسته شد همه عمر و هنوز در خم اوست

به مرگ مدعی از درد، دل بسوخت مرا

هنوز خانه بختم سیه به ماتم اوست

دلا تو چند چو پروانه لافی از آتش

ترا چه طاقت یک شعله ز آتش غم اوست

ترا چه تاب جمالی که مه ازو تابی است

چه جای ماه که خورشید ذره کم اوست

ز سیل فتنه چه غم خانه دل ما را

که از اساس محبت بنای محکم اوست

بی‌من ساقی عیسی‌نفس نخواهد مرد

چراغ خاطر اهلی که زنده از دم اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است
  2. شمارهٔ ۳۱۵کسی که حق حریفان مهربان نشناخت
  3. شمارهٔ ۳۱۶گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
  4. شمارهٔ ۳۱۷هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۸هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۹لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست
  7. شمارهٔ ۳۲۰سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست
  8. شمارهٔ ۳۲۱گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.