پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست

جلوه قامت او دید ز رفتار نشست

خاک در دیده آن رهرو بی صبر و ثبات

کز ره کعبه بآزردگی خار نشست

تا چو صورت تهی از جان نشود قالب ما

بفراغت نتوان پشت بدیوار نشست

حسن یوسف همه را پرده ناموس درید

بس زلیخا صفتی بر سر بازار نشست

دوش در مجلس ما باد سحر کرد گذار

شمع را گرمی بازار بیکبار نشست

تنم از شوق بتان هیزم آتشکده شد

رشته جان همه در وصله زنار نشست

تو درون آی که تا جان رود از خانه تن

که بسی ماند درین خانه و بسیار نشست

از گران باری تن جان سبکروحان رست

اهلی از زحمت جان نیز سبکبار نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست
  2. شمارهٔ ۳۲۳نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
  3. شمارهٔ ۳۲۴گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
  4. شمارهٔ ۳۲۵گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
  5. شمارهٔ ۳۲۶یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت
  6. شمارهٔ ۳۲۷هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
  7. شمارهٔ ۳۲۸بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است
  8. شمارهٔ ۳۲۹از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.