پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست

راحت جان است ما را بلکه جان ما ازوست

از گلستان جهان هرگز مبادا کم چو سرو

آن گل جنت که حسن گلشن دنیا ازوست

من ز رنگ آمیزی مشاطه او سوختم

کاین دورنگی بامنش آن نوگل زیبا ازوست

چشم مست او که بینی گوشه گیر از هر طرف

در جهان هرجا که گردد فتنه یی پیدا ازوست

زاهد از غوغای ما مشکن سبومی را چه جرم

گر توانی منع او کن کاین همه غوغا ازوست

لیلی و شیرین خریداران آن یوسف رخ اند

در سر مجنون و شان هم مایه سودا ازوست

وصف آن گل گوی اهلی کز نسیم روح بخش

عندلیب گلشن روحانیان گویا ازوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست
  2. شمارهٔ ۳۲۲ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست
  3. شمارهٔ ۳۲۳نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
  4. شمارهٔ ۳۲۴گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
  5. شمارهٔ ۳۲۵گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
  6. شمارهٔ ۳۲۶یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت
  7. شمارهٔ ۳۲۷هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
  8. شمارهٔ ۳۲۸بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.