پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست

چکند با کشش دل که میانمن و اوست

غایت مهر و وفا داری من می بیند

ناز او با من از آن است نه از تندی خوست

با که گویم غم بدخویی آن مایه لطف

که ببخت من شوریده چنین عربده جوست

ایکه سر تا قدمت جمله نکو می بینم

اینکه باما بسر جور و جفایی نه نکوست

صوت بلبل نبود غیر دعا گویی گل

گوش کن ناله اهلی و مگو بیهده گوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
  2. شمارهٔ ۳۲۸بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است
  3. شمارهٔ ۳۲۹از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است
  4. شمارهٔ ۳۳۰جمال شمع چو خورشید عالم افروزست
  5. شمارهٔ ۳۳۱مگو که ماه رخ او ز گلرخان بگذشت
  6. شمارهٔ ۳۳۲آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست
  7. شمارهٔ ۳۳۳بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۴کشتهٔ تیرت که ازوی استخوان‌ها مانده است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.