پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست

این حسن صورت تو عجب کارخانه ایست

دور از بهشت روی تو در دوزخ غمم

هر موی من ز آتش عشقت زبانه ایست

در بارگاه عشق هزار آستانه است

صد جبرییل خادم هر آستانه ایست

خوبان مدام صید می و نقل می شوند

آه این شراب و نقل عجب آب و دانه ایست

در بحر عشق هرکه در افتاد جان نبرد

باور مکن که عشق بتانرا کرانه ایست

دورست راه دین و ره کفر دورتر

اهلی طریق عشق گزین کاین میانه ایست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است
  2. شمارهٔ ۳۳۰جمال شمع چو خورشید عالم افروزست
  3. شمارهٔ ۳۳۱مگو که ماه رخ او ز گلرخان بگذشت
  4. شمارهٔ ۳۳۲آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست
  5. شمارهٔ ۳۳۳بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۴کشتهٔ تیرت که ازوی استخوان‌ها مانده است
  7. شمارهٔ ۳۳۵هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۶دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.