پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست

طوفان آتشی است که در روزگار ماست

تا خوشه چین خرمن صاحبدلان شدیم

تخم محبت همه در کشت و کار ماست

زین آتش نهفته که در خاک میبریم

تا حشر لاله یی که دمد داغدار ماست

در دام عشق ما ز سر شوق میرویم

کانکس که صید ما کند اول شکار ماست

ما تشنه لب به مسجد و ساقی بمیکده

بر کف شراب کوثر و در انتظار ماست

اهلی بمال چهره زردی که زر شوی

زان کیمیای عشق که خاک مزار ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴کشتهٔ تیرت که ازوی استخوان‌ها مانده است
  2. شمارهٔ ۳۳۵هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
  3. شمارهٔ ۳۳۶دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوست
  4. شمارهٔ ۳۳۷همه راست میل خالی که بر آن رخ جمیلست
  5. شمارهٔ ۳۳۸در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت
  6. شمارهٔ ۳۳۹گفتی چمن بوقت گل ای همنفس خوش است
  7. شمارهٔ ۳۴۰مریز بی گنهم خون که جست و جویی
  8. شمارهٔ ۳۴۱کدام زخم که بر من ز دلستانی نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.