پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت

شمعی است که پروانه ازو سوختن آموخت

آنروز که تعلیم نظر کرد مرا عشق

اول ز رخ غیر نظر دوختن آموخت

دل سوختن آموخت چو پروانه بعاشق

آنکس که بدان شمع برافروختن آموخت

بلبل ز سرشک از غم گل دانه فشان است

مورست که حرصش همه اندوختن آموخت

از فیض ازل علم نظر بازی اهلی

فنی است که بی زحمت آموختن آموخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰مریز بی گنهم خون که جست و جویی
  2. شمارهٔ ۳۴۱کدام زخم که بر من ز دلستانی نیست
  3. شمارهٔ ۳۴۲عیسی دم ما همدم اگر نیست غمی نیست
  4. شمارهٔ ۳۴۳آتشی دردل من شمع رخت درزده است
  5. شمارهٔ ۳۴۴هزار سال سفر از وجود تا عدم است
  6. شمارهٔ ۳۴۵ساقی، جهان سرشک حریفان گرفته است
  7. شمارهٔ ۳۴۶در ره عشق از خضر هم زندگی واماندگی است
  8. شمارهٔ ۳۴۷تن عاشق همای لامکان است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.