پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

ساقی، جهان سرشک حریفان گرفته است

کو کشتی شراب که طوفان گرفته است

چندان بجان رسید دلم از غم جهان

کز محنت جهان دلم از جان گرفته است

با آنکه دامن از همه عالم کشیده ام

عشق توام هنوز گریبان گرفته است

اگه نیی ز آتش دل آه چون کنم

ما بی زبان و آتش پنهان گرفته است

تا زد بدامن تو ز مستی رقیب دست

اهلی همیشه دست بدندان گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷تن عاشق همای لامکان است
  2. شمارهٔ ۳۴۸بحق شام وصال و بعهد روز نخست
  3. شمارهٔ ۳۴۹نوبهار آمد چو گل رخها ز می خواهد شکفت
  4. شمارهٔ ۳۵۰مرا ز عشق نه عقل و نه دین دنیایی است
  5. شمارهٔ ۳۵۱جان من در دوستی نامهربان می‌بینمت
  6. شمارهٔ ۳۵۲آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است
  7. شمارهٔ ۳۵۳آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
  8. شمارهٔ ۳۵۴برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.