پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است

شاخ گلی بصورت او کس ندیده است

آن نوغزال با من مجنون انیس بود

اکنون چه دیده است که از من رمیده است

با کس نگفته ام غم عشقش مگر صبا

بوی محبت از نفس من شنده است

تلخ است در مذاق دلش آب زندگی

لب تشنه یی که زهر جدایی چشیده است

آسوده دل فریب کمان ابرویان خورد

ما زخم خورده ایم و دل ما رمیده است

طوفان فتنه فلک آبیست زیر کاه

ایمن مشو که بحر فلک آرمیده است

اهلی ز دامنش نکشد خار فتنه دست

هرچند دامن از همه عالم کشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
  2. شمارهٔ ۳۵۵گر بمسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
  3. شمارهٔ ۳۵۶پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است
  4. شمارهٔ ۳۵۷وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست
  5. شمارهٔ ۳۵۸حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است
  6. شمارهٔ ۳۵۹مرا چو شبنم از آن مایه حیات کم است
  7. شمارهٔ ۳۶۰وقت مستی چون عرق از روی دلجوی تو خاست
  8. شمارهٔ ۳۶۱ذوقی است که در تیره شبی چون شب مویت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.