پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

ذوقی است که در تیره شبی چون شب مویت

ناگاه درخشد ز کناری مه رویت

نقاش باندازه کشد نقش تو را چون

کاندازه ندارد صفت روی نکویت

در حلقه عشاق تو آن کعبه جانی

کار باب وفا سجده کنند از همه سویت

آیا تو خود ای آهوی مشکین بکجایی

کز هر طرفی گمشدگانند ببویت

زنهار به بیهوده ناصح نکنی گوش

کز صحبت ما منع کند بیهده گویت

اهلی بده از دست سبوی می و خوشباش

زان پیش که بر سنگ زند چرخ سبویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳ای باغبان چه حاصل از سرو ناز باغت
  2. شمارهٔ ۳۶۴باغبان، آنسرو اگر برطرف جو خواهد نشست
  3. شمارهٔ ۳۶۵گر لب بنهی بر لب مستان چه تفاوت؟
  4. شمارهٔ ۳۶۶قدرم چو مه از مهر سعادت اثر تست
  5. شمارهٔ ۳۶۷یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
  6. شمارهٔ ۳۶۸عمر من تا کی بآه آتشین خواهد گذشت
  7. شمارهٔ ۳۶۹چون کوهکن با بیستون گفتم توانم راز گفت
  8. شمارهٔ ۳۷۰گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.